سارینا کوچولوی ما

 

سلام ممنون از همه دوستای گلم ..دوستتون دارم ..به خاطریه سری دلایل دیگه ویلاگ سارینا رو آپدیت نمیکنم یااگه تونستم خصوصی مینویسم و رمزشو به همه دوستای گلم میدم  : آدرس فیس بوک سارینا:sarina taslimi

امیدوارم بتونم اونجا ببینمتونقلب

+ |نویسنده: هنگامه |ساعت: ٩:۳٠ ‎ب.ظ |تاریخ: یکشنبه ۱۳ آذر ۱۳٩٠ |موضوع: نظرات ()

سلام

سلام سلام فقط اومدم بگم دلم خیلی واستون تنگ شده ...وتوی اولین فرصت هم میام بهتون سر مبزنم و هم میگم چه اتفاقایی توی این مدت افتاده

+ |نویسنده: هنگامه |ساعت: ٧:٤٧ ‎ق.ظ |تاریخ: سه‌شنبه ٤ امرداد ۱۳٩٠ |موضوع: نظرات ()

ღ ﺴ۩๑ اسباب کشی ღ ﺴ۩๑

IRFREEUP-آپلود سنتر ایرانیان

امروز با سارینا مهمونی بازی میکردم که یعنی منو مهمون کرده بود خونش

 بهش میگم سارینا جون راضی به زحمت نبودم

سارینا با کلی عشوه:من که راضی به زخمتتون بودیم واسه سما برنج درس کردم و مرغ و کاملاتیم (کاملا ) پخته

 

IRFREEUP-آپلود سنتر ایرانیان

دیروز یه مورچه روی دست سارینا بود ومن از ترس اینکه یه دفعه نیشش

نزنه سریع میخواستم مورچه رو بکشم که بتزم دختر با احساس و مهربونم گفت: مامان سرا میخوای بکشیس مگه مورچا آدما رو میکسن که تو میخوای مورچه رو بکسی(بکشی)

)

IRFREEUP-آپلود سنتر ایرانیان

 

و معنی اسباب کشی از دید سارینا:

سارینا میدونی اسباب کشی یعنی چی؟

 

: یعنی یه اسب که با کشه(kesh)

IRFREEUP-آپلود سنتر ایرانیان

و دیشب با دوستم داشتیم صحبت میکردیم که سارینا دیگه از دستمون خسته

شده بود  دست به کمر: مامان یه

ذره ساکت باس اجازه بده منم صحبت کنمو بعد دوربین اسباب بازی شو اورد میگه خاله سوفیا جست(ژست بگیر ) میخوام ازت عکس بگیرم

 

 

IRFREEUP-آپلود سنتر ایرانیان

 اینم یه سری عکسای سارینا در ایران : 

 IRFREEUP-آپلود سنتر ایرانیان

IRFREEUP-آپلود سنتر ایرانیان

IRFREEUP-آپلود سنتر ایرانیان

IRFREEUP-آپلود سنتر ایرانیان

IRFREEUP-آپلود سنتر ایرانیان

IRFREEUP-آپلود سنتر ایرانیان

IRFREEUP-آپلود سنتر ایرانیان

من عاشق عکس اولی و آخریم

+ |نویسنده: هنگامه |ساعت: ۱:٤٤ ‎ب.ظ |تاریخ: سه‌شنبه ۱٠ خرداد ۱۳٩٠ |موضوع: نظرات ()

....●~♥ روز مادر مبارک ....●~♥

IRFREEUP-آپلود سنتر ایرانیان

سارینای قشنگم:

 

هر روز که میگذره شیرین تر و بامزه تر از روز قبل میشی میپرستمت و بی نهایت دوستت دارم و برای تو دلبندم بهتریتها رو آرزومیکنم

IRFREEUP-آپلود سنتر ایرانیان

خودمون اینقدر رعایت میکنیم که جلوی بچه چی بگیم چی نگیم چی کار کنیم چی کار نکنیم ولی امان از دست بعضی از کارتونها و بعضی از برنامههای تلویزیونی

دیروز سارینا کارتون خرسهای مهربون در سرزمین عجایب رو میدید و دیشب موقع خواب

: مامان طلسم جادوگر رو نداری که من بشکنم؟

 من با تعجب : طلسم چیه دیگه؟ طلسم جادوگری دیگه ...آینه دیگه

IRFREEUP-آپلود سنتر ایرانیان

.دیروز سعی میکرد از روی تخت خواب جا مدادیشو پرت کنه روی میز توالت ...یه کمی نگاهش کردم ببینم از رو میره  یه دفعه سرشو گرفت و نشست : من نمیدونم چرا معمد (موفق)نمیشم مامان بنداز ببین میسه؟

IRFREEUP-آپلود سنتر ایرانیان

بازسارینا کوچولو

: مامان گری گوری(گریپ فروت) داری ؟

 _گری وری چیه دیگه؟

همونی که میگی  لاغر میکنه آخه من چاق سدم یه کمی

IRFREEUP-آپلود سنتر ایرانیان

 مادر خوبم همه ی روزها روز توست، آن روز که حوا تنهایی آدم را از بین برد و

مایه‌ی آرامش او شد، آن روز که آسیه، موسی را از آب نیل گرفت، آن روز که

مریم عیسی را بدنیا آورد، آن روز که محمد(ص) از آمنه زاده شد، آن روز که

خدیجه شوهرش را که از غار حراء برگشته بود پوشانید، آن روز که فاطمه بدنیا

 آمد، آن روز که محمد در دامان عایشه به دیدار معشوق شتافت، آن روز که ...،

 آن روز که من را بدنیا آوردی و هر روزی که در این جهان پر از عشق فرزندی

زاده می‌شود و در آغوش پر مهر مادری قرار می‌گیرد، همه روز توست، همه

روز مادر است.

+ |نویسنده: هنگامه |ساعت: ٢:٥٦ ‎ب.ظ |تاریخ: دوشنبه ٢ خرداد ۱۳٩٠ |موضوع: نظرات ()

⊰♥⋚⊰♣ناگفتنیهای امروز وگفتنیهای فردا برای دخترم(8)⊰♥⋚⊰♣

Angel And Beas

 دختر قشنگم:

 

 تنها بازمانده یک کشتی شکسته توسط جریان آب به یک جزیره دورافتاده برده شد، با بیقراری به درگاه خداوند دعا می‌کرد تا او را نجات بخشد، ساعتها به اقیانوس چشم می‌دوخت، تا شاید نشانی از کمک بیابد اما هیچ چیز به چشم نمی‌آمد. سرآخر ناامید شد و تصمیم گرفت که کلبه ای کوچک خارج از کلک بسازد تا خود و وسایل اندکش را بهتر محافظت نماید، روزی پس از آنکه از جستجوی غذا باز می گشت، خانه کوچکش را در آتش یافت، دود به آسمان رفته بود، اندوهگین فریاد زد: " خدایا چگونه توانستی با من چنین کنی؟ "
صبح روز بعد او با صدای یک کشتی که به جزیره نزدیک می‌شد از خواب برخاست،کشتی می‌آمد تا او را نجات دهد. مرد از نجات دهندگانش پرسید: چطور متوجه شدید که من اینجا هستم؟  آنها در جواب گفتند: ما علامت دودی را که فرستادی، دیدیم!!! 
فرشته کوچکم:
آسان می‌توان دلسرد شد هنگامی که بنظر می‌رسد کارها به خوبی پیش نمی‌روند، اما نباید امید را از دست داد زیرا خدا در کار زندگی ماست، حتی در میان درد و رنج. 

سارینای نازم:
برای تمام چیزهای منفی که ما بخود می‌گوییم، خداوند پاسخ مثبتی دارد:
می گویی«این غیر ممکن است»، خداوند پاسخ داد «همه چیز ممکن است»،
می گویی «هیچ کس واقعاً مرا دوست ندارد»، خداوند پاسخ داد «من تو را دوست دارم»، 
می گویی «من بسیار خسته هستم»، خداوند پاسخ داد «من به تو آرامش خواهم داد»، 
می گویی «من توان ادامه دادن ندارم»، خداوند پاسخ داد «رحمت من کافی است»، 
می گویی «من نمی‌توانم مشکلات را حل کنم»، خداوند پاسخ داد «من گامهای تو را هدایت خواهم کرد»، 
می گویی «من نمی‌توانم آن را انجام دهم»، خداوند پاسخ داد «تو هر کاری را با من می‌توانی به انجام برسانی»، 
می گویی«آن ارزشش را ندارد»، خداوند پاسخ داد « این ارزش پیدا خواهد کرد»، 
می گویی «من نمی‌توانم خود را ببخشم»، خداوند پاسخ داد «من تو را ‌بخشیده ام»، 
می گویی «من می‌ترسم»، خداوند پاسخ داد «من روحی ترسو به تو نداده ام»، 
می گویی «من همیشه نگران و ناامیدم»، خداوند پاسخ داد «تمام نگرانی هایت را به دوش من بگذار»، 
می گویی «من به اندازه کافی ایمان ندارم»، خداوند پاسخ داد «من به همه به یک اندازه ایمان داده ام»، 
می گویی «من به اندازه کافی باهوش نیستم»، خداوند پاسخ داد «من به تو عقل داده ام»، 
می گویی «من احساس تنهایی می‌کنم»، خداوند پاسخ داد «من هرگز تو را ترک نخواهم کرد»، 

به دیگران نیز بگوی، شاید یکی هم اکنون احساس می‌کند که کلبه اش در حال سوختن است.
با خدا باشید
+ |نویسنده: هنگامه |ساعت: ۱۱:٥٧ ‎ق.ظ |تاریخ: پنجشنبه ٢٩ اردیبهشت ۱۳٩٠ |موضوع: نظرات ()

اღ♥ღندر احوالات سارینا در مانیلღ♥ღ

IRFREEUP-آپلود سنتر ایرانیان

توی این مدتی که برگشتیم مانیل اکثر اوقات سارینا رو میبریم بیرون که بهش سخت نگذره چون ایران که بودیم به شدت به مامان و بابا عادت کرده بود و حتی بعضی مواقع که شب پیش اونا نمیخوابید نیمه شب میرفت توی اتاق پیش مامانم میخوابید ... به خاطر همین

چند روز پیش هم اسمشوکلاس رقص باله  نوشتم ..چون فکر میکنم خیلی علاقه داره ...کلاسهاشم تقریبا ٢ هفته دیگه شروع میشه وخوبیش به اینه که روزهای شنبه هست و با کلاسهای مهدش که شروع بشه هم زمان نیست

 جای همگی خالی دیروز هم بردیمش پارک و حسابی بازی کرد

IRFREEUP-آپلود سنتر ایرانیان

دختر بچه ها خیلی زود بزرگ میشن ..سارینا بعضی موقع ها یه حرفایی میزنه که من اصلا انتظارشو ندارم و بعد با خودم فکر میکنم یعنی واقعا این قدر بزرگ شده؟

IRFREEUP-آپلود سنتر ایرانیان

IRFREEUP-آپلود سنتر ایرانیان

 

IRFREEUP-آپلود سنتر ایرانیان

IRFREEUP-آپلود سنتر ایرانیان

IRFREEUP-آپلود سنتر ایرانیان

IRFREEUP-آپلود سنتر ایرانیان

IRFREEUP-آپلود سنتر ایرانیان

+ |نویسنده: هنگامه |ساعت: ۱٢:٢۱ ‎ب.ظ |تاریخ: دوشنبه ٢٦ اردیبهشت ۱۳٩٠ |موضوع: نظرات ()

ღ♥ღ سلامღ♥ღ

IRFREEUP-آپلود سنتر ایرانیان

بعد از یکی دو ماه برگشتم  

جایه همگی خالی ایام خوبی رو در ایران داشتم ...به غیر از یه سری اتفاقات بد که  حتما توی یه پست به صورت خصوصی مینویسم ....بهترین خاطراتم مسافرت به کشور قبرس بود که بهترین عیدی از طرف بابا و مامان گلم به من و سارینا بود که بازم عکسای  مسافرت رو توی یه پست دیگه میگذارمIRFREEUP-آپلود سنتر ایرانیان

الان 1 هفته ایه که برگشتیم مانیل ولی به دلیل سرما خوردگی که داشتم هنوز نتونستم به وبلاگای شما دوستای گلم سربزنم ..بازم ممنون از همتون که همیشه به یاد من و سارینا هستین.

IRFREEUP-آپلود سنتر ایرانیان

IRFREEUP-آپلود سنتر ایرانیان

+ |نویسنده: هنگامه |ساعت: ۱٠:٤٩ ‎ق.ظ |تاریخ: شنبه ۱٧ اردیبهشت ۱۳٩٠ |موضوع: نظرات ()

ღ♥ღد اریم میریم ایرانღ♥ღ

از همه دوستای گلم که نتونستم به وبلاگاشون سربزنم  عذرخواهی میکنم....فردا شب داریم میایم ایران ..امیدوارم بتونم زود  آپ کنم

+ |نویسنده: هنگامه |ساعت: ۳:٢٦ ‎ب.ظ |تاریخ: چهارشنبه ٢٧ بهمن ۱۳۸٩ |موضوع: نظرات ()

آرزوی کافی ღღღ

چند روزه که حسابی سرما خوردم و به قول قدیمیا حسابی افتادم سرفه و گلو درد و تب و خلاصه که حسابی مریض شدم و هنوز کلی از کارام مونده و بلیطمون هم برای ٨ اسفند گرفتیم و محمد هم به احتمال زیاد ۵ فروردین امتحاناتش تموم میشه  ولی ازاون طرف بعد از عید کلاسهای من زود تر شروع میشه یعنی توی اردیبهشت... واما اتفاقات این چند روز:

make gif

دیروزواسه سارینا ماکارونی با سس گوجه زیاد درست کردم و سارینا هم بی نهایت دوست داشت و موقعی که محمد از کلاس اومد و میخواست غذا بخوره سارینا  با یه ولع خاصی به محمد می گفت :

 بابایی ماکارونی بهم بده که روی سطحس گوجه باسه  که دیگه ما مرده بودیم از خنده و کلی ذوق کردیم از این مدلی حرف زدن این خانوم کوچولو

 

gif animators
 

 

 باز چند شب پیش به سارینا گفتم سارینا بیا زیر پتو قایم بشیم و بعد ببینیم بابا پیدامون میکنه(بیشتر به خاطر اینکه بتونم به این بهونه بخوابونمش)اونم زود اومد خوابید پیشم و بعد از یه مدت که بی صدا بود یه دفعه داد زد وای وای من و مامان بابا رو پیدا کردیم و خلاصه به همین نام و نشون خانومی تا یکی دو ساعت بعدش بیدار بود

 آپلود سنتر عکس ایرانیان

و کلاسهای خوندن فارسی سارینا به قوت خودش باقیه و خانم کوچولو دامنه لغاتش از ١٠٠ تا لغت هم گذشته و در مورد انگلیسی هم که فعلا تموم تمرکز معلمشون روی مکالمه ست  چونتوی درسای مدرسشون علوم ریاضی بخوانیم و بنویسیم داره  و  اونجا با یه سری مفاهیم و اصطلاحات آشنا  میشه

 آپلود سنتر عکس ایرانیان دیشب یه داستان خوشگل خوندم که خودم خیلی ازش خوشم اومد اینجا کپی میکنم شما هم  بخونین و لذت ببرین :

اخیراً در فرودگاه گفتگوی لحظات آخر بین مادر و دختری را شنیدم. هواپیما درحال حرکت بود و آنها در ورودی کنترل امنیتی همدیگر را بغل کردند.
مادر گفت: ” دوستت دارم و آرزوی کافی برای تومیکنم.”
دختر جواب داد: ” مامان زندگی ما باهم بیشتر از کافی هم بوده است. محبت تو همه آن چیزی بوده که من احتیاج داشتم. من نیز آرزوی کافی برای تومیکنم .”
آنها همدیگر را بوسیدند و دختر رفت. مادر بطرف پنجره ای که من در کنارش نشسته بودم آمد. آنجا ایستاد و می توانستم ببینم که می‌خواست و احتیاج داشت که گریه کند. من نمی‌خواستم که خلوت او را بهم بزنم ولی خودش با این سؤال اینکار را کرد: ” تا حالا با کسی خداحافظی کردید که می‌دانید برای آخرین بار است که او را می‌بینید؟
” جواب دادم: ” بله کردم. منو ببخشید که فضولی می‌کنم چرا آخرین خداحافظی؟ “
او جواب داد: ” من پیر و سالخورده هستم او در جای خیلی دور زندگی می‌کنه. من چالش‌های زیادی را پیش رو دارم و حقیقت اینست که سفر بعدی او برای مراسم دفن من خواهد بود . “
“وقتی داشتید خداحافظی می‌کردید شنیدم که گفتید ” آرزوی کافی را برای تو می‌کنم. ” می‌توانم بپرسم یعنی چه؟ “

او شروع به لبخند زدن کرد و گفت: ” این آرزویست که نسل بعد از نسل به ما رسیده. پدر و مادرم عادت داشتند که اینرا به همه بگن.” او مکثی کرد و درحالیکه سعی می‌کرد جزئیات آنرا بخاطر بیاورد لبخند بیشتری زد و گفت: ” وقتی که ما گفتیم ” آرزوی کافی را برای تو می‌کنم. ” ما می‌خواستیم که هرکدام زندگی ای پر از خوبی به اندازه کافی که البته می‌ماند داشته باشیم. ” سپس روی خود را بطرف من کرد و این عبارتها را که در پائین آمده عنوان کرد :
آرزوی خورشید کافی برای تو می‌کنم که افکارت را روشن نگاه دارد بدون توجه به اینکه روز چقدر تیره است.
آرزوی باران کافی برای تو می‌کنم که زیبایی بیشتری به روز آفتابیت بدهد .
آرزوی شادی کافی برای تو می‌کنم که روحت را زنده و ابدی نگاه دارد .
آرزوی رنج کافی برای تو می‌کنم که کوچکترین خوشی‌ها به بزرگترینها تبدیل شوند .
آرزوی بدست آوردن کافی برای تو می‌کنم که با هرچه می‌خواهی راضی باشی .
آرزوی از دست دادن کافی برای تو می‌کنم تا بخاطر هر آنچه داری شکرگزار باشی .
آرزوی سلام‌های کافی برای تو می‌کنم که بتوانی خداحافظی آخرین راحت تری داشته باشی .
بعد شروع به گریه کرد و از آنجا رفت .

می گویند که تنها یک دقیقه طول می‌کشد که دوستی را پیدا کنید٬ یکساعت می‌کشد تا از او قدردانی کنید اما یک عمر طول می‌کشد تا او را فراموش کنید .

 آپلود سنتر عکس ایرانیان

+ |نویسنده: هنگامه |ساعت: ٦:٤۸ ‎ق.ظ |تاریخ: چهارشنبه ٢٠ بهمن ۱۳۸٩ |موضوع: نظرات ()

ღ♥ღباغ وحشღ♥ღ

MultiHoster

وای که چقدر کار دارم ...آخه ایران رفتن امسالم یه دفعه ای شد ....هنوز سوغاتی نخریدم ...کسی انتظاری نداره و لی خودم دوست ندارم دست خالی برم ایران ..هرسال ازمارچ که میومدم تا موقع برگشتمون چیزایی که میدیدم و دوست داشتم و میخریدم ولی امسال چون مطمئن نبودم چیزی نخریدم ...1 ماه دیگه فرصت دارم  واسه خرید ... و امروزومجبورم 20 روزی ازکلاسهامونو غیبت کنم

چند روزه که سارینا دلش میخواد باغ وحش بره..این بود که دیروز بعد ازکلاس زبان (راستی 3 روزه سارینا کلاس زبانم میره  )رفتم دنبالش و با هم رفتیم باغ وحش که کلی سارینا ذوق کرد و منم به خاطر انگلیسی صحبت کردن خانوم کلی خوشحالی کردم که اسم اکثر حیوونا رو به انگلیسی میگفت

 مخصوصا موقعی که برای محمد تعریف میکرد :بابایی یه  مانکی خوسگل و بغل کردم اسم مانکیه میبون بودMultiHoster

  یه رابیت بود (میدونی که یعنی خرگوس ) ساره ای نداستم (چاره ای نداشتم)

ازس عکس گرفنم دسم لرزید بد سد(بد شد)

MultiHoster

وشب موقع خواب:

مامان واسم یه الفنت (فیل) میخری کوچولو توی قفس باسه؟تعجبتعجبقهقهه

عکسای سارینا کوچولو:MultiHoster

MultiHoster

MultiHoster

MultiHosterMultiHoster

 MultiHoster

بقیه عکسها در ادامه مطلب


ادامه مطلب
+ |نویسنده: هنگامه |ساعت: ٧:٠٠ ‎ق.ظ |تاریخ: پنجشنبه ۱٤ بهمن ۱۳۸٩ |موضوع: نظرات ()